تبليغاتX
بیداری
روزنوشت خبری - تحلیلی - انتقادی و ... البته خودمانی!
 

چندی پیش مطلبی نوشتم درباره دلبستگی مبهم بهزاد نبوی و تیمش به حزب بعث و در آنجا توضیح دادم که به علت همین دلبستگی مسبوق به سابقه ، سازمان مجاهدین انقلاب مثل سایر مردم ایران از اعدام دیکتاتور خونریز بغداد اعلام حمایت و شادمانی نکرد.

خوشبختانه شاهد از غیب رسید و بعد از چند روز جناب بهزاد خان نبوی مصاحبه ای با ایسنا کرده که در آخر این مصاحبه ، وی درباره اعدام صدام افاضه کرده است:

 « ... به نظر من اعدام صدام درشرايط كنوني، نه به سود ملت عراق و ايجاد آرامش و امنيت در آن كشور و نه به نفع جمهوري اسلامي بود. ضمن اينكه نحوه برخورد با مسئله‌ نيز، به گونه‌اي بود كه نوعي تضاد شيعه و سني را دامن مي‌زد؛ چرا كه حكم اعدام را نخست‌وزير شيعه عراق امضاء كرد و فيلم مراسم اعدام نيز، به گونه‌اي بود كه گويي اين كار تنها توسط شيعيان انجام مي‌شود؛ به نظر من بي سياست‌تر از اين نمي‌توانستند عمل كنند و ضمنا تاثير اعدام صدام برحل مشكلات داخلي عراق، كاملا جاي سؤال دارد... به نظر من با اعدام صدام، آمريكا شرايط بهتري در عراق پيدا كرد و اختلافات آن كشورتشديد شد. حال يا با برنامه‌ يا بي‌برنامه. به هر حال معتقدم تنها اين كشور سود برد و عراق زيان ديد.»

به نظر من هر کس فکر می کند بهزاد نبوی واقعا" نگران امنیت عراق و اختلاف بین شیعه و سنی یا بهتر شدن موقعیت آمریکا در عراق است ، در اشتباه فاحش به سر می برد. مسئله فقط این است که جناب بهزاد خان شدیدا" از اعدام صدام متاسف شده ولی صراحتا" نتوانسته این تاسف و تاثر خود را بیان کند و با بافتن آسمان و ریسمان به هم ، ناراحتی خود را به صورت غیر مستقیم بیان کرده است. 

چقدر وسوسه برانگیز است دانستن  راز دلبستگی بهزاد نبوی به صدام و حزب بعث!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 12:17  توسط رضا احمدی  | 

 

برای اهدا به عزیز دل همه ما ، امین آفتاب ، سلسله جنبان قبیله عشق ، قافله سالار کاروان ولاء ، آن که به گرد شمع وجودش پروانه شیداییم ؛ آن که تولی به ولایت او حجت شرعی فریادگری ماست ؛ آن که سیمای نورانی اش مایه وجد معنوی ماست و بالاخره آنکه قلب و قلم ما جز برای او نمی تپد ؛ چیزی نیافتم در این ایام عید ولایت تا پیشکش کنم و ناگزیر باز هم به دامان خود او درآویختم و شعر زیبایش را به خود او تقدیم می کنم. باشد که تلالوء سیمای علوی و فاطمی اش همواره بهجت بخش دوستان و کور کننده چشم دشمنان و بدخواهان دون و زبون باشد: 

دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است

جان را هوای از قفس تن پریدن است

از بیم مرگ نیست که سر داده ام فغان

بانگ جرس به شوق به منزل رسیدن است

دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم

باری علاج شکر ، گریبان دریدن است

شامم سیه ترست ز گیسوی سرکشت

خورشید من برآی که وقت دمیدن است

سوی تو ای خلاصه گلزار زندگی

مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است

بگرفت آب و رنگ ز فیض حضور تو

هر گل در این چمن که سزاوار دیدن است

با اهل درد ، شرح غم خود نمی کنم

تقدیر غصه دل من ، ناشنیدن است

آن را که لب به دام هوس گشت آشنا

روزی «امین» سزا لب حسرت گزیدن است

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 14:34  توسط رضا احمدی  | 

 

 بر چشم های قبیله

  پلک سردرگمی 

               سایه می زد

و هیچ مردمکی

         تکلیف روشنی را

                   پیش بینی نمی کرد

تا اینکه در کتاب بصیرت

    رو به آفاق اشراق

    آن نگاه دوربرد

               باب روشنی گشود...(۱)

روز شکوفایی غنچه ولایت و امامت ، عید سعید غدیر بر همه ولایت مداران جهان تهنیت باد.

این شعر را هم که در غایت سادگی ، برای امثال من دنیایی از معنا را در باطن خود دارد درج می کنم به یاد شاعر شوریده علوی مرحوم آغاسی:

نماز بی ولای او عبادتی است بی وضو

به منـکر علـی بگـو نمـاز خـود قضا کنـد

(۱) شعر از زنده یاد دکتر حسن حسینی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 17:18  توسط رضا احمدی  | 

 

پس از اعدام صدام ، بسیاری از گروه های سیاسی کشور با توجه به جنایت دیکتاتور عفلقی علیه ملت ایران ، به انحاء مختلف شادمانی خود را از این واقعه اعلام کردند. اما تاکنون موضع گیری خاصی از جانب سازمان مجاهدین انقلاب صورت نگرفته است و فکر می کنم این سازمان موضعی در این زمینه اتخاذ نکند.

شاید برای دوستان جالب باشد که بدانند دلیل این امر چیست. بر اساس تورقی که من در مجموعه مواضع سازمان و نشریه آن داشته ام ، سازمان مجاهدین انقلاب و بویژه شخص بهزاد نبوی به دلایل نه چندان روشنی ، علقه خاصی به سیستم حکومتی بعث عراق دارند. در نیمه اول دهه ۷۰ (بعد از جنگ اول خلیج فارس) در حالی که رژیم صدام به دلیل حمله به کویت در سطح بین المللی با منفوریت زیادی مواجه بود ، نشریه عصر ما ارگان سازمان هر از چند گاهی مقالاتی منتشر می کرد که در آن از ضرورت وحدت استراتژیک بین ایران و عراق (بخوانید صدام) سخن به میان می آمد. در آن مقطع و تا سال ها بعد ، سازمان مواضع تندی علیه سیاست خارجی رسمی کشور داشت که چرا وزارت خارجه در قبال مواضع غرب علیه دولت صدام ، منفعل عمل می کند.

حتی همین هفته های اخیر شنیدم که بهزاد نبوی به مناسبتی ، از استراتژی های صدام به طور تلویحی تمجید کرده است. شاید گرایش سازمان مجاهدین به سیستم بعث عراق ، بنا به سوابق چپ سازمان باشد (نظیر گرایش به مائو ، قذافی ، تا حدودی عرفات و...) . چون صدام هم به هر حال در مقطعی مدعی گرایش به بلوک شرق بود. اما به نظرم این علقه جدی سازمان و بهزاد نبوی باید چیزی فراتر از این موضوع باشد. اگر دوستان در این باره اطلاعات بیشتری دارند بد نیست مطرح کنند همه استفاده کنیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 17:23  توسط رضا احمدی  | 

 

حالم از اسفندیار رحیم مشایی به هم می خورد. نمی دانم احمدی نژاد از این مردک چه دیده که حاضر به کنار گذاشتن او نیست. طرح ورود زنان به ورزشگاه ها را همین بشر در پاچه احمدی نژاد کرد و مراجع تقلید را در مقابل دولت قرار داد. الان هم که گند حضور او در یک مجلس رقص در ترکیه درآمده ، نمی دانم حضرات دفتر ریاست جمهوری چه مرگشان است که به جای برخورد با لکه ننگ دولت نهم  به رسانه ها فشار می آورند تا در این باره چیزی ننویسند.

حضرات گرانقدر! چرا شیپور را از سر گشادش می دمید؟ به جای کل کل کردن با سایت ها و روزنامه ها این مشایی مشکوک را که عنصری مثل طه هاشمی مذبذب را به عنوان معاون خود در میراث فرهنگی نگاه داشته ، از دولت بیرون کنید و خیال خودتان و رسانه ها و همه را راحت نمایید. آخر من بچه حزب اللهی با چه رویی از دولت احمدی نژاد دفاع کنم وقتی نسناسی مثل مشایی در آن می لولد؟ وجدانتان را شکر!

بعضی دوستان می گویند مشایی مدعی ارتباط با امام زمان(عج) است و ارتباطاتی با برخی چهره های مدعی در این حوزه دارد. خدایا! کو آن امامی که شیخ حلبی ها را سکه یک پول روزگار کرد.

پسغام: این برادران عزیر مجمع وبلاگ نویسان مسلمان تمام ایمیل هایشان به حقیر به خط هیروگلیف!! دریافت می شود. بنده هم متاسفانه با این خط آشنایی ندارم. لطفا" فارسی بنویسید که شکر است!

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 14:48  توسط رضا احمدی  | 

 

عید اضحی بر ملت ابراهیم فرخنده باد

از امروز تکبیرهای ما گویی چیزی کم دارد . شعاری که نزدیک به یک ربع قرن ، ورد زبان مردم ایران بود : «مرگ بر صدام یزید کافر»

قربانش بروم خدا که گر صبر کنی ز غوره ، حلوا برایت می سازد!

۲۵ سال گفتیم و در حقیقت دعا کردیم که «مرگ برصدام» . این اواخر گویی این شعار تنها یک لقلقه زبانی بود. بعضی ها هم پوزخند می زدند که دلتان خوش است! اما مگر خدا فقط محض خنده برای بندگانش مسیج فرستاده که: ادعونی استجب لکم؟! مگر این همه مادر شهید داغدیده که سر سجاده ، شکایت دجال عفلقی را به خدا می بردند ، سر کار بودند؟... نه نبودند. آن خدایی که به دعا دعوتمان کرده ، صبر را هم به عنوان چاشنی توصیه نموده و چون این همه خانواده شهید - ایرانی و عراقی و شیعه و کرد و سنی- صبورانه دعا کردند ، خدا هم اجابت کرد.

عجب عیدی خفنی داد خدای متعال در آستانه عید اضحی به خانواده های ایثارگران و مادران و همسران و فرزندان شهدا. حقیر هم خالصانه  این روز فرخنده را به همه تبریک می گویم. اسعدالله ایامکم.

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 14:21  توسط رضا احمدی  | 

 

۱- شکر خدا که بازتاب هم ضد هولوکاست شد. به گمانم مسئله ، نه هولوکاست که محمد علی رامین بود. نمی دانم چه اتفاقی افتاد که مهندس رامین با آن سوابق خفن!! و سخنگویی فاشیسم یک باره خورشید اقبالش درخشیدن گرفت و به ستاره محبوب بازتاب مبدل گردید. شاید آن بالا باز هم معامله ای درگرفت ، شاید هم خرده باجی. نوشانوش! اگرچه توپخانه اختلاف افکنی و تخریب کماکان در حال غرش است + ، + ، + ، + و ...

۲- این چند روز خیلی تحت فشار بودم. هم از جانب خودم هم از جوانب متعدد دیگر! چاره ای نیست. تو گویی سنت شده که سنگ ها بسته باشند و سگ ها آزاد! شاید هم «مصلحت» اینگونه «تشخیص» داده شده ... بگذریم!

۳- شنیده ام برخی کاندیداهای ائتلاف رایحه خوش خدمت که قبلا" پست دولتی داشتند و برای انتخابات  استعفا دادند ، پس از آنکه موفق به کسب آرای مردم نشدند درصددند تا به پست های دولتی قبلی بازگردند. ضمن احترامی که برای این حضرات قائلم بر این اعتقادم که بازگشت آنها به همان پست ها ، ریشخند آشکار به مردم و ضربه اساسی به دولت احمدی نژاد است. بزرگواران! جان مادرتان این قدر با آبروی این دولت و این رئیس جمهور که با خون دل فراهم آمده بازی نکنید. گیریم احمدی نژاد از سر مهرورزی به شما تکه تعارفی بکند ، شما که باید عاقل باشید! نکنید عزیزان دل برادر ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 10:37  توسط رضا احمدی  | 

 

۱- از آنجا که برادران و خواهران عزیز اصلاح طلب از هر چیز کم بیاورند محال ممکن است از رو کم بیاورند ، در روز روشن ادعا می کنند پیروز انتخابات ۲۴ آذر آنها بوده اند. البته اگر دستیابی به ۴ کرسی از ۱۵ کرسی شورای شهر تهران پیروزی محسوب می شود (تازه اگر هادی ساعی را اصلاح طلب به حساب آوریم!) بنده هم به حضرات به خاطر این فتح خیبر تبریک عرض می کنم.چند کیلو سنگ پای قزوین هم پیشکش!

۲- راجع به حضرت «استوانه» نمی خواستم چیزی بنویسم اما برخی از همان حضرات اصلاح طلب مثل جناب ابطحی (راستی از نایب الامام سید حسن ابطحی چه خبر؟!) که تا دیروز امپریالیسمشان هاشمی بود الان رای او را تبدیل به چماقی برای کوبیدن دولت کرده اند و لذا لازم است توضیحی در خصوص رای هاشمی بدهم:

همان طور که دوستان مطلعند نمایندگان مجلس خبرگان به صورت استانی انتخاب می شوند. رای ۱میلیون و ۵۶۴ هزاری هاشمی رفسنجانی در انتخابات ۲۴ آذر در حقیقت رای او در استان تهران است نه شهر تهران. جالب است بدانید در انتخابات ریاست جمهوری (سوم تیر) در استان تهران ۵ میلیون و ۳۶۷ هزار نفر شرکت کردند که از این تعداد ۳ میلیون و ۲۷۹ هزار به محمود احمدی نژاد و ۱ میلیون و ۹۶۵ هزار نفر به هاشمی رای دادند. اینجا و اینجا را ببینید. با این تفاصیل اگر بخواهیم قضاوت واقعی ( و نه تبلیغاتی ) بکنیم ، آرای هاشمی در استان تهران نسبت به انتخابات سال قبل نه تنها افزایش نیافته بلکه حدود ۴۰۰ هزار رای کمتر هم شده است.

۳- نکته جالب اینکه اصلاح طلبان درباره رای آیت الله مصباح در مجلس خبرگان هیچ سخنی نمی گویند. علیرغم این همه تبیلغات منفی علیه آقای مصباح ، رای او نسبت به دوره قبلی انتخابات خبرگان افزونتر شده و چند رتبه بالاتر آمده است. البته در عوض به جای گیر دادن به آقای مصباح ، رای نیاوردن آیت الله خوشوقت را بهانه کرده اند که بنده خدا نه در لیست جامعتین بود نه تبلیغات درست و حسابی داشت. حضرات مدعی اند که چون آقای خوشوقت رای نیاورده ، مردم به افراطی گری(!) رای نداده و اعتدال را برگزیده اند. خدا را شکر که آقایان مشکینی ، یزدی ، جنتی ، مصباح و... هم بالاخره جزو معتدلین شدند!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 9:53  توسط رضا احمدی  | 

 

۱- اگر پست قبلی ام درباره محسن رضایی و سایت بازتاب موجب رنجش برخی دوستان شده از آنها - و نه سایت بازتاب- عذرخواهی می کنم. اما ضمن احترام به این دوستان ، همچنان بر نظر قبلی ام هستم. سوابق افراد هم به هیچ عنوان ملاکی برای ارزیابی وضعیت کنونی آنها نیست. آقای هاشمی رفسنجانی بالاتر از محسن رضایی فرمانده جنگ بود اما الان نمی توان با توجه به آن سابقه ، باب انتقاد بر ایشان را بست. عبدالله نوری هم نماینده امام در سپاه بود اما الان وضعیتش را دوستان اطلاع دارند که به چه مراحلی رسیده است. 

۲- همان طور که قبلا" چند بار نوشتم ، سایت بازتاب را سابقا" یک سایت حرفه ای می دانستم اما الان تبدیل به یک بنگاه باج گیری سیاسی شده است. سیاست گذار اصلی آن هم شخص آقای رضایی است. رویکرد چند ماه اخیر بازتاب در قبال دولت و شخص رئیس جمهور صراحتا" شکل و شمایل لجن پراکنی به خود گرفته است. اگر دوستان یک تحلیل محتوای جدی در خصوص تخریب های صورت گرفته علیه رئیس جمهور داشته باشند روشن می شود که سرمنشاء تقریبا" اکثر تخریب ها بازتاب است. این سایت یک حرکت تخریبی را آغاز می کند و سایت های ضدانقلاب هم دنباله آن را می گیرند.

۳- از قدیم گفته اند کلوخ انداز را پاداش سنگ است. نمی شود به بهانه سوابق آقای رضایی ، سگ ها را آزاد بگذاریم و سنگ ها را ببندیم. شاید تعابیری که بنده در مطلب قبلی بکار گرفتم به نظر برخی دوستان تند باشد اما قطعا" از لجن پراکنی ها و دروغ پردازی های سایت بازتاب علیه احمدی نژاد تندتر نیست. مضافا" اینکه بعضی وقت ها تند بودن لازم است تا طرف مقابل حد یقفی برای تندروی های غیرمنطقی خود بیابد. البته نوشته های این حقیر در این وبلاگ محقر قطعا" نمی تواند پاسخ مناسبی به لجن پراکنی های بازتاب باشد به همین دلیل از برخی دوستان خواستم تا اگر می توانند به این مطلب در سایت ها لینک بدهند که با قدری ملاحظه کاری این کار را کردند و از آنها ممنونم. به هر حال گمانم بر این است که هر کس تلخی می کند باید قدری مزه تلخی را به او چشاند تا از موضع تفرعن پایین بیاید. اگر چه می دانم بازتابی ها از این جایگاه پایین نمی آیند.

۴- در رابطه با نقش طیف آقای محسن رضایی در ایجاد تفرقه بین جریان اصولگرا حرف های زیادی هست که انشاء الله در فرصتی دیگر بدان خواهم پرداخت. فقط دوستان را به این سابقه حوالت می دهم که در ابتدای تشکیل مجلس هفتم ، اولین سنگ بنای اختلاف در اصولگرایان تشکیل گروهی تحت عنوان فراکسیون وفاق و کارآمدی بود که برخی گردانندگان اصلی آن از نیروهای محسن رضایی هستند. بالاخره آقا محسن می خواهد جریان سوم راه بیندازد. یاد خط سه ای ها به خیر!

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 9:23  توسط رضا احمدی  |