تبليغاتX
بیداری
روزنوشت خبری - تحلیلی - انتقادی و ... البته خودمانی!
 

«اخراجی ها»ی ده نمکی شاهکار هنری نیست.به خوبی هم می توان فهمید خرجی که برای تهیه این فیلم شده بسیار کمتر از فیلم های مشابه است (که البته هیچ چنگی به دل نمی زنند). اما این فیلم واقعا" دیدنی است.به نظرم مهمترین عاملی که موجب شده تا «اخراجی ها» با این حجم از توفیق مردمی مواجه شود ، این است که حرف این فیلم از دل برآمده و لاجرم بر دل می نشیند. البته اخراجی ها در عین حال که ساده و صمیمی است ، برجستگی های هنری و حرفه ای خاص خودش را هم دارد. 

با زحمت توانستم این فیلم را ببینم و البته ارزش به زحمت افتادن را هم داشت. به مسعود ده نمکی به خاطر این کار تبریک می گویم. البته امیدوارم - و البته مطمئن- که مسعود با این استقبال مردمی از فیلمش جوگیر نشود.

 شک ندارم که فیلم اخراجی ها مستحق دریافت چند جایزه جشنواره فیلم فجر (هم در کارگردانی ، هم فیلمنامه و هم بازی ها) بود . نمی دانم چه عاملی موجب شده تا هیات داوران ارزش های این فیلم را نادیده بگیرد و مرغ و سیمرغ درخوری به آن اختصاص ندهد! . بالاخره سینمای ایران و جشنواره فیلم فجر هزارتوهای عجیب و مافیا بازی های خاص خودش را دارد. نمی گویم ده نمکی به حق خوری ها اعتراض نکند و به جشنواره ای ها نگوید که اخراجی ها لابد ارزش های هنری و حرفه ای دارد که خلق الله - اعم از روشنفکر و حزب اللهی و عام و خاص- این قدر طالب آن هستند. اما به نظرم نباید خیلی خودش را درگیر حاشیه هایی کند که بعدا" برای او در زمینه های مختلف دردسرساز خواهند شد.

مسعود در آینده باید کار خود را دنبال کند و انرژی اش را صرف ساخت فیلم های دیگر- و انشاءالله بهتر- کند. حاشیه ها گرچه مهمند اما نباید به ترمز کار تبدیل شوند. همین که «اخراجی ها» با حدود ۸۵ درصد هوادار مردمی در صدر فیلم های برگزیده تماشاگران قرار گرفت بهترین جایزه برای ده نمکی و بازیگران و دیگر دست اندرکاران فیلم است. البته یک کمی شلوغ کاری از جانب امثال ماها برای معروف شدن بیشتر فیلم و انشاء الله فروش خوبش زمان اکران بد نیست!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 10:40  توسط رضا احمدی  | 

 

دیشب در تریبون آزاد خبر ۳۰/۲۰ تلویزیون ، جوانی می گفت من تا بحال واقعیت انقلاب را نفهمیده بودم اما امسال با دیدن صحنه های پخش شده از تلویزیون فهمیدم که انقلاب یعنی چه!

راستش حرف این جوان برایم ثقیل بود. فکر کردم خالی بندی و پاچه خواری می کند تا تصویرش از تلویزیون پخش شود. اما واقعا" در این یکی دو روز اخیر که دقیق تر به برنامه ها نگاه می کنم می بینم که آن جوان حق داشت. تصاویر پخش شده واقعا" معرکه است.

نمی دانم این تصاویر تا بحال کدام گوشه خاک می خورده اما الان که پخش می شود جای دست مریزاد گفتن دارد. خصوصا" اینکه تصاویر افرادی هم پخش می شود که بعدا" از گردونه خارج شدند. اگرچه مخالف این هستم که به اسم چند صدایی ، صدا و سیما به بزرگنمایی برخی افراد و جریان های مسئله دار بپردازد اما اصل کار ، درست است. بالاخره انقلاب اسلامی را باید با همه واقعیات و جزئیاتش بازخوانی کرد. به نظرم کلیت فیلم های منتشره هم به خوبی نشان می دهد که گفتمان غالب انقلاب اسلامی چه بوده و رهبری عام با که بوده است. پس دیگر چه هراسی است که همه جزئیات را نشان دهیم حتی تصویر آنهایی که بعدا" زاویه پیدا کردند.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 14:52  توسط رضا احمدی  | 

 

بالاخره بعد از مدت ها نقل شایعات مختلف در رسانه ها ، دکتر غلامحسین الهام طی مصاحبه ای رسما" اعلام کرد که به عنوان وزیر دادگستری معرفی شده و بدین ترتیب دفتر رئیس جمهور را ترک خواهد نمود.

حیف شد. بزرگا مردی که او بود. به نظر من حضور دکتر الهام در دفتر رئیس جمهور یک نقطه قوت برای مجموعه دولت به شمار می آمد. اگر چه مشکلات جسمی موجب شده بود تا دکتر الهام آنچنان که باید و شاید از پس امور اجرایی دفتر رئیس جمهور برنیاید اما بواسطه پایبندی و تعهد مثال زدنی دکتر الهام به مبانی انقلاب و نظام و ولایت ، سلامت اخلاقی و مالی و سوابق ارزنده و حسن شهرت او در جریان اصولگرا ،  نفس حضور وی در دفتر احمدی نژاد نوعی اطمینان خاطر در بنده اصولگرایان و حامیان دولت ایجاد می کرد.

خدا کند آن که بعد از دکتر الهام می آید بتواند خلاء حضور او در دفتر رئیس جمهور را پر کند. و خدا کند برخی ها که شایعه شده ، جایگزین دکتر الهام نشوند که واویلاست! خصوصا" آنها که حضورشان در دفتر رئیس جمهور همین نیم بند ارتباط دفتر با طیف های مختلف اصولگرا را هم بالکل قطع خواهد کرد.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 14:49  توسط رضا احمدی  | 

 

               

 

در دیـــــر مغــــان آمـــد یــــارم قــدحـــی در دسـت

مست از مـی و میخـواران از نرگس مستش مست

در نعــــل سمـنــــــد او شکـــــل مــــــه نــــو پیـــدا

وز قـــــد بـلنـــــــد او بــــــالای صنــــوبــــــر پســـت

آخر به چه گویم هست از خـود خبرم چـون نیست

وز بهـر چــه گویــم نیست با او نظــرم چون هست

شمـــع دل دمســازم بنشست چـــو او برخــاست

افغـان ز نظــربــــازان بــرخـاست چــــو او بنشست

              ***********

 خیال روی تو در هر طریق همره ماست

نسیـم مـوی تـو پیوند جـان آگـه مـاست

به رغـم مدعیانـی کـه منـع عشق کنند

جمـال چهــره تـــو حجت موجــه مـاست

(به جمال منور عزیز دل ملت ، رهبر فرزانه انقلاب ، حضرت آیت الله سید علی خامنه ای سه صلوات بفرست)

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 16:12  توسط رضا احمدی  | 

 

بعد از آن نامه پاچه خوارانه ای که ۲۳۰ نماینده مجلس هفتم در دفاع از ملک عبدالله جاسبی نوشتند ، برای من ، بود و نبود این مجلس هیچ تفاوتی نمی کند. جسارت به اندک عناصر متعهد و ارزشمدار حاضر در این مجلس نشود سایر حضرات را سیب زمینی فرض می فرماییم(به تاسی از خان مظفر!)

اما این مصوبه ای که نمایندگان برای تجمیع انتخابات آینده ریاست جمهوری و مجلس داشتند نشان داد که عالیجنابان خیلی هم بی رگ تشریف ندارند و آن جاهایی که پای منافع خودشان باشد ، حسابی رگ گردنی می شوند و کارهایی می کنند کارستان!

نمی خواهم وارد جزئیات این مصوبه شوم که عالم و آدم می دانند مخالف صریخ قانون اساسی است. رئیس مجلس خود به صراحت از مغایرت این طرح با قانون اساسی خبر داد. مرکز تحقیقات شورای نگهبان هم  صراحتا" اعلام نمود که چنین مصوبه ای مغایر قانون اساسی است. گروه ها و احزاب سیاسی کشور از چپ و راست گرفته تا اصلاح طلب و اصولگرا با این طرح مخالفند. حتی در جمع رسانه ها هیچ نماینده ای جرات نکرده با قاطعیت از این مصوبه دفاع کند اما نهایتا" در صحن علنی مجلس این طرح تصویب شد. احتمالا" حضرات امید دارند تا بعد از رد شدن مصوبه در شورای نگهبان بر آن اصرار ورزند تا مصوبه به مجمع تشخیص مصلحت برود و آنجا هم با حضرت «استوانه» می شود یک جورهایی کار را جوش داد! 

جالب است که قبل از انتخابات ۲۴ آذر با نظر رهبری و تصویب خبرگان فعلی مقرر شد که دوره مجلس خبرگان جدید بیش از ۹ سال باشد تا بتوان انتخابات بعدی خبرگان را با انتخابات مجلس شورای اسلامی تجمیع کرد . اما با مصوبه کنونی نمایندگان مجلس هفتم مبنی بر تجمیع انتخابات مجلس و ریاست جمهوری عملا" آن مصوبه مجلس خبرگان به کاری لغو و عبث تبدیل می شود!

واقعا" از مدعیان ولایتمداری انتظار می رفت تا حداقل کاری نکنند که با نظر رهبری مغایرت داشته باشد. اما چه می توان کرد ، گویی برای بعضی ها شعارهای ارزشی جز محملی برای دفاع از منافع شخصی تلقی نمی شوند و آنگاه که پای منافعشان وسط کشیده شود ، برای جلوس بیشتر بر کرسی قدرت  حاضرند به نظام و انقلاب و ولایت و قانون اساسی پشت کنند و ... حیف از آن همه خون دلی که برای تشکیل مجلس هفتم خوردیم!

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 12:57  توسط رضا احمدی  | 

 

آن روز بار دیگر

در گیرودار حادثه ای مغموم

پیشانی بلند زمزمه ای ناب

   در رکعت گلوی تو

                        ضربت خورد

و آفتاب نارس یک مفهوم

           در خانقاه خون تو

                          کامل شد...

باغ کرامت است

                      گلوی تو

                                    یا حسین!

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 16:22  توسط رضا احمدی  |