تبليغاتX
بیداری
روزنوشت خبری - تحلیلی - انتقادی و ... البته خودمانی!
 

۱- سازمان مجاهدین انقلاب بیانیه ای صادر نموده در خصوص سال اتحاد ملی و در آن نظام و مسئولین  را تهدید کرده که اگر چنین و چنان نکنید ، اتحاد ملی بر باد هواست. لب کلام بیانیه سازمان فولکس واگن این است که اگر ما نباشیم (یا ما همه کاره نباشیم) اتحاد بی اتحاد! آقا اگر کسی نخواهد با باند بهزاد خان اتحاد ملی داشته باشد کی را باید ببیند؟! اصلا" با سازمانی که رسما" خائن است می شود اتحاد ملی کرد؟! کوچک و بزرگ این کشور دستگیری ۱۵ تفنگدار انگلیسی متجاوز را تایید کردند و حتی خیلی ها از آزادی آنها ناراحت شدند آن وقت سخنگوی سازمان فولکس واگن با قیافه حق به جانب تشر می زند که چرا دستگیرشان کردید؟ به جان خودم سفیر انگلیس هم چنین اظهار نظری نکرده بود که چرا دستگیرشان کردید!

۲- چند روزی است روزنامه کیهان گیر سه پیچ داده است به روزنامه اعتماد ملی و دسته گل هایی که هر روز به آب می دهد. خوشمزه اینکه از شیخ مهدی کروبی می خواهد که به خاطر خط امام هم که شده بیاید و جلوی این بدمستی های اعتماد ملی را بگیرد!

آقای حاج حسین شریعتمداری عزیز!!! آب از سرچشمه گل آلود است! این قبری که سرش گریه می کنی جنازه ندارد! خط امام کجا بود؟! شیخ کروبی سال هاست امام و خط امام را قاب گرفته و گذاشته بالای سرش و فقط نانش را می خورد و لاغیر!شیخ کروبی اگر ذره ای اعتقاد به خط امام داشت آن صدها میلیون پول را از شهرام جزایری نمی گرفت و نمی خورد و آبی هم روش! اصلا" نمی دانم چرا هر مکلا و معممی که مسئله دار می شود(چه مالی و چه اخلاقی و چه راست باشد و چه چپ) به سرعتی باور نکردنی جذب شیخ کروبی می شود. انگار کهربای فساد است این بشر! کسر الله امثاله!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 11:40  توسط رضا احمدی  | 

 

خیلی زودتر از این ها از تعطیلات برگشته بودم . اما چیزی ننوشتم. نه اینکه نتوانم ، نخواستم.

نخواستم راجع به بازداشت تفنگداران انگلیسی ( و نه ملوانان انگلیسی به تعبیر روزنامه کروبی خط امام!) چیزی بنویسم. نه اینکه بازداشت این ۱۵ تفنگدار متجاوز را غلط بدانم که افتخاری بود بزرگ برای مرزداران سرافراز سپاه اسلام ، بلکه از آن رو ننوشتم که تحلیلم این بود سیر ماجرا همین گونه پیش خواهد رفت که پیش آمد. و صد البته بهترین شیوه همین بود که واقع شد. یعنی: عفو ۱۵ تفنگدار متجاوز پس از نزدیک به دو هفته و درست زمانی که رسانه ها و دولتمردان انگلیسی از موضع تهدید و الدرم زنی پایین آمدند.

واقعیت این است که این ۱۵ تفنگدار انگلیسی با تصمیم قطعی نظام بازداشت شدند تا آمریکا و انگلیس بدانند که هر گونه تجاوز به خاک ایران چه بهای سنگینی برای آنان به دنبال خواهد داشت، نه بیشتر و نه کمتر. به قول معروف کلام برای غربی ها منعقد شد و بس. بیش از این کش دادن ماجرا هیچ نفعی برای ما در بر نداشت جز آنکه گرهی جدید به مسائل سیاست خارجی ما اضافه کند.

البته آن کینه ورزان بی منطقی که  در کمین نشسته بودند تا با تداوم بازداشت تفنگداران ، دولت و رئیس جمهور را متهم به بحران آفرینی برای کشور کنند اکنون که بر خلاف تصور آنها رفتار شده ، رگ غیرتشان گل کرده و در یک چرخش ۱۸۰ درجه ای عفو تفنگداران انگلیسی را موجب تحقیر ایران و تسلیم شدن در برابر انگلیسی ها قلمداد می کنند اما من مطمئنم اگر ماجرا تداوم می یافت و قدری جدی تر می شد همین ها ، دولت و رئیس جمهور را متهم می کردند که منافع ملی را زیر پا گذاشته و تنش زایی می کند!

من متاسفم که بعضی دوستان اصولگرای ما هم بدون توجه به ظرافت های دیپلماسی ایران در دو هفته گذشته و عملکرد دقیق و درست نظام در بحران ۱۵ تفنگدار انگلیسی ، آب به آسیاب همین کینه توزان می ریزند و بدون آنکه تحلیل درستی از ماجرا داشته باشند ، خوشمزگی اشان گل کرده و اقدامات صورت گرفته را تحقیر و تمسخر می کنند.

این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران در این ماجرا اولا" اقتدار خود را به کشورهای غربی ثابت کرد و برای آنها مشخص نمود که تجاوز به خاک ایران چه هزینه هایی دارد. ثانیا" دولت انگلیس را در برابر بحرانی جدی قرار داد تا من بعد در مواجهه با ایران ، حساب هزینه - فایده را داشته باشد. ثالثا" بازداشت تفنگداران انگلیسی زمینه را برای آزادی دبیر دوم سفارت ایران در بغداد ( که گروگان آمریکایی ها بود) فراهم کرد. همچنین نماینده ایران توانست با ۵ دیپلمات دیگر ایرانی که گروگان آمریکایی ها هستند دیدار کند و احتمالا" این ۵ دیپلمات ایرانی هم به زودی آزاد خواهند شد.

حال اگر کینه توزان مخالف و یا برخی دوستان دو آتشه فکر می کنند ایران بیش از این می توانست امتیاز به دست آورد و یا می بایست ۱۵ تفنگدار بازداشت شده را اعدام می کرد یا محکوم به حبس ابد می کرد  و بدنبال آن وارد جنگ با انگلیس و آمریکا می شد ، رهیافت جدیدی در علم سیاست است که ما از آن بی اطلاعیم. 

بعدالتحریر:

چند وقت پیش با یک آخوند حجره بازاری که وبلاگی با مرام انجمن حجتیه داشت ، کل کلی داشتم تمام عیار که گرچه به نظر خودم برحق بودم و کمی تا قسمتی روی جنابش کم شد ، اما به لحاظ تعلق خاطرم به سلسله جلیله ، بعدا" کلی عذاب وجدان گرفتم که چرا چنان کردم. چند مدتی است که باز هم یکی از همان جوجه حجتیه ای ها پاپیچ ما شده ناجور . دوستانا! چه کنم؟ مثل قبلی پیاده اش کنم بگذارمش لب تاقچه حجره یا قربت الی الله دم فروبندم و بنشینم و صبر پیش گیرم؟ خدایا! چرا از میان این همه آخوند مسلمان  ، قسمت ما همه اش حجتیه ای می شود و حلبی مسلک ؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 13:41  توسط رضا احمدی  | 

 

۱- آغاز سال «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» بر همه دوستان مبارک باد. امید که در این سال قدم های جدی تری در راه حقیقت و عدالت برداریم.

۲- کاغذ پاره دوم «شورای مخل امنیت» هم علیه ایران صادر شد. مبارک باشد. اگر غیر از این بود به حقانیت خودمان باید شک می کردیم. نیش عقرب نه از ره کین است...

۳- شهرام جزایری را که مسئولان ضد فساد (!) قضایی در این سوی مرز فرارانده بودند ، بروبچ وزارت اطلاعات در آن سوی مرز بازداشت کردند و به ایران برگرداندند. دمشان گرم و سرشان خوش باد که خوب حالی به قوه پرمدعا دادند. البته آقای شاهرودی ظاهرا" خیلی ناراحت است که چرا رسانه ها در بحث فرار شهرام ، قوه قضائیه را تخریب کرده اند. لابد حضرت اوشان انتظار داشتند به مناسبت فرار شهرام ، رسانه ها پیشنهاد کنند جایزه صلح نوبل به جنابشان تعلق گیرد. آخر این فرار خیلی انسان دوستانه بود و در راستای حفظ صلح و حقوق بشر! ناسلامتی شهرام هم بشر است دیگر!

۴- کیفمان به سور و سات نوروز کوک بود که باز هم از ناحیه بیت معظم «حضرت استوانه» چیزی صادر شد که حالمان را گرفت. از سوی دستگاه قضایی فرانسه «آقا مهدی هاشمی بهرمانی» به دریافت رشوه از یک شرکت نفتی متهم شد. دفعه قبل استات اویل ، این دفعه توتال! بی معرفت ها نمی گذارند آب خوش از گلوی این جوان برومند(یعنی آقا مهدی) پایین برود. بابا دست بردارید. حیا کنید! چکار دارید با این جوان نورسته! 

آقاجان! اصلا" از دستگاه قضایی ایران یاد بگیرید که چقدر متناسب با حقوق بشر رفتار می کند. جوانی مثل شهرام جزایری را حیفش می آید در زندان نگه دارد و استعدادش هدر برود. رهایش می کند برود آن طرف آب برای ما ارز آوری کند! (اگرچه این وزارت اطلاعاتی های ناآگاه و خشن دوباره او را برگرداندند) شما فرانسوی ها هم یاد بگیرید. آدم باشید . این قدر به پروپای آقا مهدی نپیچید. گیرم یک چند میلیون دلاری هم شیرینی گرفته. بد کاری کرده کار شما را راه انداخته؟چقدر نمک نشناسید؟!

۵- در راستای پیشرفت علم و فناوری و توسعه و اقتصاد و چیزهایی از این قبیل ، آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی(!) و مهدی هاشمی فرزند برومند ایشان به عنوان مسئول دبیرخانه هیات موسس دانشگاه مذکور انتخاب شدند. مبارک باد و صدها سال به این سال های خوب!!!خوشم آمد . این ور آب زدند برجک احمدی نژاد را پایین آوردند. البته اگر آن ور آب پرونده استات اویل و توتال بگذارد. چه گیر سه پیچی هستند این پدر سوخته ها!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 15:35  توسط رضا احمدی  |