تبليغاتX
بیداری
روزنوشت خبری - تحلیلی - انتقادی و ... البته خودمانی!
هتاکی های تنها متقلب سیاسی ایران یعنی مصطفی تاج زاده به ساحت مراجع و رئیس جمهور را احتمالا" خوانده اید.

تحلیل های متفاوتی از اینکه چرا و چگونه دوباره این مهره سوخته بنیاد سوروس دوباره وارد عرصه سیاسی شده ارائه شده است. نمی خواهم خیلی وارد فاز تحلیل شوم و انشاء الله سر فرصت مفصلا" در این باره می نویسم.

اما تنها به ذکر یک نکته اکتفا می کنم و آن اینکه در این ماجرا ، سفر اعضای سازمان نامشروع مجاهدین به قم و دیدار اعضای این سازمان نیمه نخفی با آقای منتظری را نباید دست کم گرفت.

گرچه برخی اعضای سازمان با باند مهدی هاشمی سوابق و همبستگی طولانی مدت دارند اما طی سال های اخیر اعضای این گروهک به صورت مستقیم از تماس با آقای منتظری خودداری می کردند. اما در مقطع کنونی پرده نفاق سابق را کنار گذاشته و عملا" ائتلاف با باند مهدی هاشمی را آشکار کرده اند.

اظهارات اخیر تاج زاده و هتاکی های او را نیز باید بخشی از پروژه  آشکارسازی ائتلاف با باند مهدی هاشمی دانست. این قصه سر دراز دارد...  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 15:56  توسط رضا احمدی  | 

 

انتخاب هاشمی رفسنجانی با رای ناپلئونی به عنوان رئیس مجلس خبرگان ، برخی رسانه ها و اصلاحاتچیها را چنان به شعف آورده که گویی همین ها نبودند که چند سال پیش به رفسنجانی لقب «عالیجناب سرخ پوش» اعطا کردند و از اینکه عالیجناب را در انتخابات مجلس ششم به تعبیر خودشان از عرش به فرش کشیده اند ، در پوست خود نمی گنجیدند.

حزب مشارکت یعنی همان حزبی که روزنامه های متعلق به آن در انتخابات مجلس ششم ، هاشمی و خاندان او را به معنای واقعی کلمه لجن مال کردند و بیشتر از آنکه از پیروزی خود در مجلس ششم خوشحال باشند از سی و یکم شدن هاشمی ابراز شادمانی می کردند ، امروز اولین حزب سیاسی بود که با صدور بیانیه انتخاب هاشمی به عنوان رئیس مجلس خبرگان را تبریک گفت. جالب است از قضای روزگار همین حزب و اعوان و انصارش که انتخابات مجلس خبرگان را تحریم نموده بودند و در انتخابات ۲۴ آذر  شعار « شرکت در شوراها ، تحریم خبرگان» را تبلیغ می کردند الان از انتخاب هاشمی به عنوان رئیس همان مجلس خبرگان تبریک میگویند!

سایت حسن فریدون روحانی یعنی سایت آفتاب هم از برخورد منفعلانه حامیان دولت با پیروزی(!!!)هاشمی سخن به میان آورده و خصوصا" از سکوت وبلاگ نویسان ارزشی به شدت احساس خوش خوشانش شده است.

البته حقیر فقیر نیز همانند سایت آفتاب به شدت از موضع انفعالی روزنامه کیهان و خبرگزاری فارس در برابر ریاست هاشمی بر خبرگان گلایه مندم. به دلیل اینکه اصولا" انتخاب هاشمی به عنوان رئیس مجلس خبرگان آن هم با وضعیتی که رفت اصولا" پیروزی به حساب نمی آید که لازم باشد در برابر آن به توجیه تراشی روی آورد.

مجلس خبرگان نهادی حزبی و سیاسی نیست که هاشمی بتواند از نمد آن کلاهی برای اصلاح طلبان و اهداف و مقاصدشان به دست دهد. اکثریت قاطع خبرگان مجتهدینی هستند که از بن دندان به ولایت فقیه و مصداق آن یعنی حضرت آیت الله خامنه ای باور دارند و آرزوی مقابل نهادن مجلس خبرگان با رهبری انقلاب آرزویی است که اصلاح طلبان تندرو با خود گور خواهند برد.همین بیانیه پایانی نشست مجلس خبرگان و محتوای آن آب سردی است که می تواند تا حدود زیادی تب یک روزه دوم خردادی ها را پایین بیاورد.

از طرف دیگر انتخاب هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مجلس خبرگان نه تنها چیز بعیدی نبود که اگر غیر از این میشد آدم باید تعجب میکرد. هاشمی سالیان سال است نایب رئیس مجلس خبرگان بوده و در ادوار مختلف مجلس خبرگان با رای بالایی (بیش از ۷۰ رای) به نایب رئیسی برگزیده میشد. ترکیب مجلس خبرگان هم اکثرا" اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز هستند. این دو جمعیت روحانی به واسطه سوابق هاشمی در انقلاب (و نه گرایشات سیاسی فعلی او) در همه انتخابات ها از او حمایت میکنند.

در انتخابات ریاست جمهوری همه شاهد بودند که هم در دور اول و هم در دور دوم جامعتین از کاندیداتوری هاشمی حمایت کردند. کاملا" طبیعی است در مجلسی که قاطبه اعضایش به جامعتین گرایش دارند ، انتخاب هاشمی به عنوان رئیس ، چیز عجیب و غریب و خارق العاده ای نیست. واقعا" اگر هاشمی به عنوان رئیس خبرگان تعیین نمی شد باید یک علامت تعجب بزرگ  تیتر اول همه روزنامه ها میشد.

حمایت جامعه مدرسین و جامعه روحانیت از هاشمی همانگونه که گفته شد اصولا" هیچ نسبت و رابطه ای با آن دسته از ویژگی هایی که حزب مشارکت و سایر اصلاح طلبان در هاشمی می بینند ندارد و مربوط به سوابق و علایق دیگری است که از جنس نظام و انقلاب و سوابق هاشمی است. این علقه ها به عنوان مثال از همان جنسی است که رهبر معظم انقلاب بر اساس آن همواره از آقای هاشمی تکریم میکند یا حضرت آیت الله جوادی آملی را در انتخابات ریاست جمهور در هر دو دوره به حمایت از آقای هاشمی وامیدارد. حالا اگر حضرات فکر میکنند آیت الله جوادی آملی به دنبال ریاست هاشمی برای مقابله با نظام و انقلاب و ولایت است ، رویایی باطل است که فقط ممکن است به سراغ این خوش خیالان و خوش خوابان بیاید.

با این تفاصیل بالا با قاطعیت عرض میکنم انتخاب هاشمی با رای ضعیف ۴۱ در برابر ۳۴ آیت الله جنتی یک شکست بزرگ برای هاشمی محسوب میشود که در ادوار قبلی معمولا" با ۷۰ رای و بیشتر به عنوان نایب رئیس مجلس انتخاب میشد. این رای ضعیف را هیچ کس حتی خود هاشمی پیش بینی نمی کرد.دقیقا" به همین خاطر بود که بعد از انتخاب وی به عنوان رئیس مجلس خبرگان ، روزنامه های اصلاح طلب و هاشمی برای بازسازی روانی خود با ایجاد جنجال سعی کردند حضور هاشمی در راس خبرگان را یک پیروزی بزرگ وانمود کنند.قطعا" با این ترکیبی که در مجلس خبرگان وجود دارد و با این سابقه دیرینه که هاشمی در این مجلس دارد می بایست وی با رای قاطعی و نه با این رای لرزان صندلی ریاست را به دست می آورد.

نکته قابل ذکر بعدی این است که ریاست مجلس خبرگان عمدتا" یک مقام معنوی است تا اجرایی. تصمیمات مجلس خبرگان نظیر مجلس شورای اسلامی با رای اکثریت اتخاذ می شود و رئیس مجلس خبرگان همانند رئیس مجلس شورای اسلامی یک حق رای بیشتر ندارد. ضمن اینکه انتخاب هیات رئیسه در طول یک دوره مجلس خبرگان هر دوسال یکبار تجدید میشود. بنابر این  با حضور اکثریت مطلقی از خبرگان اصولگرا  خواب باطلی که دوم خردادی های تندرو و اربابان غربی آنها دیده اند هیچ وقت تعبیر شدنی نیست. ضمن آنکه نواب رئیس همین مجلس خبرگان ، حضرات آیات مومن و یزدی هستند که اصولا" کارهای دبیرخانه مجلس خبرگان در قم بر عهده آنها خصوصا" آیت الله یزدی است.هیات رئیسه هم که ترکیبش معلوم است.

با این تفاصیل به نظر می رسد سایت آفتاب حق دارد که از موضع انفعالی برخی اصولگرایان در برابر ریاست هاشمی بر خبرگان تاقچه بالا بگذارد. چون علی القاعده باید این بزرگواران اصولگرا به جای این موضع انفعالی در برابر انتخاب ناپلئونی هاشمی به عنوان رئیس مجلس خبرگان ، ابراز تاسف می کردند که چرا استوانه نظام کارش به جایی رسیده که در مجلسی که حدود ۳۰ سال است عضو برجسته و نایب رئیس آن است و اعضای آن به صورت سنتی از او حمایت میکنند با چنین رای پایینی به عنوان رئیس انتخاب شده است.

یقینا" این رای پایین آقای هاشمی نسبت مستقیمی با برخی گرایشات اخیر او به طیف سکولار مسلک و به تاریخ پیوسته دوم خردادی دارد. کاش آقای هاشمی با این قوم مضمحل کمتر نزدیک میشد تا با رای قاطعی در مجلس خبرگان بر کرسی ریاست تکیه میزد.به نظر میرسد آقای هاشمی باید پیام های این رای ناپلئونی را در مجلسی که همه دوستان روحانی قدیمی او و سابقین در انقلاب به شمار می آیند درک نموده و از عملکرد فعلی خود خصوصا" در همسویی و همراهی با طیف سکولار مسلک و مضمحل شده دوم خردادی تجدیدنظر کند وگرنه در انتخابات بعدی هیات رئیسه مجلس خبرگان معلوم نیست همین رای ناپلئونی هم تکرار شود.

اما در آخر هم به اصلاح طلبان پیشنهاد می کنم که بر دیدگاه سابق خود حتما" اصرار کنند و از هاشمی رفسنجانی بخواهند که از ریاست مجمع تشخیص مصلحت استعفا کند چون نهادی انتصابی است! اگر این موضوع را اصلاح طلبان از هاشمی بخواهند نشان خواهند داد که در حوزه سیاست از صداقت برخورداند وگرنه همه ادعاها و شعارهای آنان بر باد فنا و بی پایه و اساس است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 22:23  توسط رضا احمدی  |