تبليغاتX
بیداری
روزنوشت خبری - تحلیلی - انتقادی و ... البته خودمانی!

عنوانی که بعضی مطبوعات و رسانه ها برای عناصر دانشجویی وابسته به سرویس های امنیتی آمریکا به کار می برند ، دقیق نیست. طیف افراطی یا طیف تندرو دفتر تحکیم اصطلاحات مناسبی نیستند. افراطی گری و تندروی تعریف خاص خود را دارد. گروه های چپ دانشجویی مثل همین جوجه مارکسیست ها که در ۱۶ آذر آشوب گری می کنند می توانند به لحاظ مبنای فکری و حوزه عمل ، افراطی و تندرو قلمداد شوند اما برای طیفی از دفتر تحکیم که سردمداران اصلی آن رسما" در خدمت سرویس های امنیتی آمریکا هستند - مثل افشاری ، عطری و سازگارا - عنوان «طیف وابسته» یا «طیف مزدور» شایسته تر است.

این طیف رسما" مزدبگیر خارجی ها هستند و انکار هم نمی کنند.علی افشاری و اکبر عطری ، سران اصلی این طیف ، هم اکنون در استخدام سازمان سیا بوده و توسط این سازمان از بورس تحصیلی دانشگاه های آمریکا استفاده می کنند.همچنین به عنوان کارمند رسمی صدای آمریکا ، رادیو فردا و رادیو زمانه فعالیت دارند. احمد زیدآبادی یکی دیگر از سابقون این جریان نیز رسما" کارمند رادیو بی بی سی انگلیس است. هر یک از اعضای اصلی این طیف نیز بعد از فارغ التحصیلی و یا احیانا" ترک تحصیل به راحتی می توانند در داخل یا خارج کشور به عنوان حقوق بگیر رسانه های آمریکا و انگلیس - و در واقع سرویس های امنیتی آنها - به شغل شریف راپورت دهی مشغول شوند.

البته بعد از بیانیه اخیری که این عناصر علیه مقاومت مردم غزه صادر کردند ، جایی دیدم که دوستی از آنها با عنوان «دفتر تحکیم طیف تل آویو» یاد کرده بود! به نظرم این از همه برازنده تر است!

ضمنا"صدور بیانیه علیه مقاومت فلسطین ، دسته گل اول این آقایان نیست.چند سال پیش هم در ایام حمله آمریکا به عراق ، همین حضرات بیانیه بهار بغداد را صادر کردند و با استقبال از حمله آمریکا به عراق ، ورود دمکراسی آمریکایی به منطقه خاورمیانه را جشن گرفتند! القصه ، سابقه دارند این برادران مزدور!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 13:12  توسط رضا احمدی  | 

عزاداری های همه دوستان قبول.

- واقعا"امسال عاشورا ، عاشورا بود. نیازی به فیلم و تئاتر و تعزیه نبود تا واقعه کربلا را به روایت کارگردانان و بازیگران بخوانی و ببینی. تصاویر فجایع غزه ، جدیدترین ورژن عاشورا را مقابل دیدگانمام گذاشت تا باور کنیم کشتن طفل ۶ ماهه به دست یزیدیان ، کار چندان سختی نیست.

- برادر نادیده ام حامد در وبلاگ یهودشناخت مطلب بسیار جالبی راجع به مذهب مردم فلسطین و ارادت آنها به اهل بیت(ع) نوشته که پاسخگوی برخی شبهات صهیونیسم پسند این روزهاست. خواندن این مطلب و انتشار مجدد در وبلاگ های همه دوستان کار مفیدی است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 11:40  توسط رضا احمدی  | 

 

 به نظرم نام عبدالله نوری  باید به عنوان بزرگترین تئوریسین  سیاسی -نظامی دنیا در کتاب ثبت رکوردها گینس ثبت شود. جنابشان افاضه فرموده که شاه سلطان حسین صفوی با عدم مقاومت در برابر افغانی ها و  سپردن کشور به آنها موجب حفظ ابنیه و معماری های گشور و اصفهان شده است!

نتیجه منطقی این تئوری بسیار پیشرفته این است که برای حفظ کشور از شر بیگانگان ، بهترین راه حل ، تسلیم کشور بدان هاست. مثلا" ملت هایی که  در برابر تجاوز هیتلر مقاومت کردند بهتر بود تسلیم او می شدند و قال قضیه را می کردند تا آسیبی به جان و مالشان نرسد. یا ما ایرانی ها در جریان تجاوز رژیم بعثی عراق برای جلوگیری از تخریب ساختمان ها و کشته شدن افراد ، بهترین راه حل این بود که ایران را به صدام می دادیم و حالش را می بردیم!

با این تئوری بدیع ، از این به بعد ما باید به قراداد ترکمانچای افتخار کنیم و به فتحعلیشاه به خاطر تدبیری که در دادن بخش های عمده ای از خاک کشور برای کم کردن شر روس ها اتخاذ کرد صدها آفرین بفرستیم و در مقابل امثال عباس میرزا و امیرکبیر را به خاطر عدم تسلیم در برابر بیگانگان سرزنش کنیم!

قبلا" شنیده بودم که چهره های سیاسی اصلاح طلب در جلسات محفلی اشان برای توجیه تسلیم پذیری در برابر دشمنان می گویند « وقتی به تو تجاوز می شود ، به جای مقاومت و درد کشیدن ، لذتش را ببر! » اما الان عبدالله نوری به صریحترین وجه ممکن این ایده محفلی را بیان کرده که باید از او تشکر کرد.

راستی در این غوغای غزه و کشتار ملت بی پناه فلسطین ، خبری از سید محمد خاتمی و حزب مشارکت نیست. ظاهرا" دمکراسی و حقوق بشر این روزها تشریف برده اند تعطیلات کریسمس! خوش بگذرد آقای عبا شکلاتی!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 13:16  توسط رضا احمدی  | 

 

حالم اصلا" خوش نیست.

غزه دیوانه ام کرده با آن جگرپاره های غلتیده در خون.

۲۸۰ آدم در یک روز قتل و عام شدند و آب از آب تکان نخورد!

مرده شور هر چه تحلیل را ببرند.

حالم از تحلیل های دیپلماتیک به هم می خورد. حتی تحلیل های انقلابی!    

وراجی های مدرن دنیا را خسته کرده است.

معنای تغییرات اوبامایی را هم فهیمیدیم!

بانو شیرین عبادی هم اظهار ناراحتی فرموده اند از کشتار غزه! آخی!

پیرفرعون مصر هم بالاخره به بازگشایی گذرگاه رفح رضایت داد.

البته برای اینکه مجروحان غزه را به قاهره ببرند و آنجا بی سروصداتر جان بدهند.

از لیونی - این فاحشه سیاسی- بدم نمی آید که نطفه اش با جنایت بسته شده است.

از حسنی نامبارک متنفرم ، گوساله سامری.

 از طنطاوی مفتی مفتخور الازهر ، گاو مجسم.

 از ابوجهل سعودی ، خادم الامریکا.

کجاست خالد الاسلامبولی ...  

                        

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 12:55  توسط رضا احمدی  | 

 

من به نوبه خودم از حضرت حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید محمد خاتمی کمال تشکر و تقدیر و امتنان و ... را دارم. بدون تردید اگر زمزمه حضور ایشان در انتخابات ریاست جمهوری دهم نبود ، جریان اصولگرایی را با صد من سریش هم نمی شد به هم چسباند و همه طیف های آن را این طور بی چک و چانه پشت سر احمدی نژاد قطار کرد! این بهترین کار تمام زندگانی خاتمی است. واقعا"دست مریزاد!

مطمئنم اگر حضور خاتمی در عرصه انتخابات نبود ، بسیاری از طیف های درون جبهه اصولگرا محال بود در انتخابات آینده از احمدی نژاد حمایت کنند و یا لااقل برای اعلام حمایت خود شدیدا" به دنبال سهم خواهی بودند. اما اکنون به یمن حضور خاتمی ، بی آنکه احمدی نژاد مجبور شود به کسی سهم بدهد - که نمی دهد! - یا ناز و کرشمه برخی جریانات و گروه ها را بکشد ، خود آنها بلاشرط وارد گردونه حمایت از احمدی نژاد شده اند.

 اکنون اجماع بر روی احمدی نژاد در جریان اصولگرا یک گزاره قطعی است به گونه ای که ایده هایی چون دولت وحدت ملی مفتضح شده ،عناصری چون قالیباف فتیله را پایین کشیده اند و حتی تیپ لیبرال مسلکی مثل محمد جواد لاریجانی نیز به صراحت از اجماع روی احمدی نژاد دفاع می کند. و این همه نیست جز به برکت حضور حضرت آقای خاتمی در صحنه! اجره عندالله! 

البته ممکن است دوستان ایراد بگیرند که احمدی نژاد را نیازی به حمایت گروه های سیاسی نیست. درست است. اما باید به این نکته توجه داشت که غضنفر بازی برخی گروه های درون جبهه اصولگرایی در آستانه انتخابات و تخریب گری آنها علیه دولت و شخص دکتر می تواند ابزار عملیات روانی مخالفان باشد. کمااینکه غضنفر بازی برخی در جبهه اصلاحات برای ما دستمایه مناسبی برای حال گیری است. مضافا" اینکه عقل حکم می کند از هر ظرفیتی برای افزودن بر سبد رای دکتر - البته بدون سیاسی کاری و معامله گری- استقبال شود. در هر حال ، حضور خاتمی در عرصه را باید به فال نیک گرفت و اولین ثمره اش همین اجماع بی چک و چانه در جریان اصولگراست که بر روی احمدی نژاد - به عنوان تنها کاندیدای بالفعل و رای آور- ایجاد شده است.

 من با برخی تبلیغاتی که برای منصرف شدن خاتمی از عرصه انتخابات می شود مخالفم . خصوصا" اینکه از جانب افرادی باشد که به نوعی منسوب به جریان حامی دولت هستند.مثل این نامه آقای محمد علی رامین که گرچه به لحاظ ادبی متن خوبی است اما به لحاظ سیاسی واقعا" نپخته است. آخر ، دعوت خاتمی به عدم ورود در عرصه انتخابات و قهرمان باقی ماندن ، از کدام پختگی سیاسی می تواند نشات بگیرد؟

واقعا" برای آقای رامین متاسف شدم وقتی دیدم از خاتمی خواسته است تا سید حسن نصرالله دوم در جهان اسلام باشد؟! مرد حسابی! سید حسن نصرالله اسطوره جهاد و مقاومت مسلمانان کجا - که با شنیدن نامش لرزه بر اندام بوش و اولمرت می افتد - و سید محمد خاتمی کجا که دوران سراسر ذلت دولتش ، نوستالوژی بوش است؟اصلا" سید حسن که جای خود دارد، چه گوارا کجا و خاتمی کجا؟ من که یک موی چه گوارای کمونیست ولی مبارز و مقاوم در برابر ظلم و ستم قدرت های سلطه جو را به شبه مسلمانان ترسویی که در اندیشه و عمل از بیم موج غرب ، در برابر استکبار زانو می زنند و پرچم ذلت برمی افرازند ، نمی دهم.

ایهاالناس! بگذارید خاتمی بیاید. فضایی فکر نمی کنم. نمی گویم او هیچ پایگاهی در جامعه ندارد. او یک رای حداقلی در بین اقشاری خاص دارد. اما مختصر شعوری هم برای مردم ایران قائل باشید. باور کنید اگر نام خاتمی می توانست موج آفرین باشد در انتخابات شورای شهر سوم و مجلس هشتم که عکس و نام خاتمی بالای لیست اصلاح طلبان بود ، «یاران خاتمی» آرای مردم را درو می کردند.(مثل مجلس ششم که با استفاده از محبوبیت آن موقع خاتمی عناصر ناشناخته به عنوان حمایت از او در صدر قرار گرفتند) اما دیدیم که اینگونه نشد و در همین تهران ، وزرای مشهور خاتمی که عکس رئیس اعظمشان را بالای سر داشتند ، در ته جدول انتخابات قرار گرفتند به گونه ای که مجبور شدند در مرحله دوم نام خاتمی را از آن بالا حذف کنند.

بگذارید خاتمی بیاید تا اقتدار خودساخته او نیز همانند هاشمی رفسنجانی فرو ریزد و تابویی که از او ساخته شده شکسته شود.بگذارید او بیاید تا آخرین کورسوی امیدواری ستاد ضد عدالت برای بازگشت به قدرت برای همیشه به خاموشی بگراید.انشاءالله

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 13:5  توسط رضا احمدی  |