اول بسم الله نمي روم سراغ مسائل داخلي تا سوء تفاهم پيش نيايد خداي ناكرده!
انفجارات اخير شهر بمبئي يا به قول هندي ها مومباي (نام واقعي همان مومباي است اما ظاهرا" انگليسي ها وقتي هند را اشغال كردند چون نمي توانستند مومباي را خوب تلفظ كنند ، گذاشتند بمباي و ما ايراني ها هم طبق معمول با اندكي تغيير تلفظ كرديم بمبئي) شديدا" بوي باروت آمريكايي مي دهد.
توهم توطئه اي نگاه نمي كنم اما ردپاها كاملا" معلوم است. به نظرم بازي بزرگي درست مثل ۱۱ سپتامبر شكل گرفته است. بعضي رونامه ها هم خوب تيتر زده بودند كه ۱۱ سپتامبر هند.
۱۱ سپتامبر نيويورك را كه يادتان هست. جز چند اسم و رسم سركاري هيچ گاه ابعاد اصلي ماجرا روشن نشد ولي آنچه بعد از آن واقعه رخ داد (يعني لشگر كشي به افغانستان و عراق) چنان سازماندهي شده پيش رفت كه هيچ شكي باقي نگذاشت آن انفجار بزرگ چيزي نبوده جز محملي براي طرحي بزرگتر در خاورميانه اسلامي.
از ماهيت و واقعيت انفجارات بمبئي هم اطلاعات درستي به افكار عمومي ارائه نمي شود. رسانه هاي غربي به صورت گسترده تنها بر اين موضوع متمركز شده اند كه كار ، كار مسلمانان است؛ درست مثل ماجراي ۱۱ سپتامبر نيويورك.
البته به صورت سنتي بين مسلمانان و هندوها همواره كشمكش هايي وجود داشته اما اين واقعه در اين مقطع به نظر مي رسد كه رنگ و بوي درگيري هاي قبل را ندارد. اصلا" از جنس ديگري است. صورت ظاهري ماجرا البته طوري طراحي شده كه بتواند جنگ طائفي مسلمانان و هندوها را پوشش دهد اما ابعاد عمليات به گونه اي است كه تنها از عهده يك سرويس امنيتي مسلط برمي آيد.
من فكر مي كنم اگر قدري با تفكرات هيات حاكمه جديد كاخ سفيد آشنايي پيدا كنيم بتوانيم بخشي از معما را حل كنيم. مخصوصا" تفكرات جوزف بايدن معاون اول اوباما را. و لذا به قول معروف: و اما پاكستان!
بايدن «يک پاکستان خارج از کنترل» را تهديد بسيار بزرگتری برای آمريکا حتي در مقايسه با ايران مي داند. به همين دليل معتقد است كه آمريكا بايد از تمركز روي عراق دست برداشته و از اين كشور خارج شود و توان نظامي اش را در افغانستان متمركز كند براي كنترل پاكستان.
مركز ثقل نگاه تيم جديد كاخ سفيد پاكستان است. پاكستان تنها كشور اسلامي است كه برخوردار از بمب اتمي است. شرايط كنوني اين كشور اسلامي هم به شدت بي ثبات است. هم آمريكايي ها و هم صهيوينست ها به شدت از اين مسئله وحشت دارند كه اين بمب اسلامي روزي در اختيار كساني قرار گيرد كه دشمن آمريكا و اسرائيلند.
نكته مهمي كه اين روزها برخي رسانه هاي غربي به آن اشاره كرده اند تمايل برخي محافل قدرت در آمريكا براي تجزيه پاكستان است. اگر اين اتفاق بيفتد ( كه البته با توجه به اختلافات عميق در جامعه پاكستان امكان وقوع دارد) آمريكايي ها راحت تر مي توانند توان هسته اي موجود در پاكستان را كنترل كنند.
از طرف ديگر ايجاد درگيري بين پاكستان و هند و دامن زدن به مسئله مسلمان و هندو ، جبهه جديدي را در جهان اسلام باز مي كند كه مي تواند توجهات را از سمت فلسطين و لبنان متوجه نقطه ديگري نمايد.(خصوصا" در اين اوضاع و احوال جانسوز غزه)
كمااينكه در جريان اشغال افغانستان توسط شوروي ، بخش قابل توجهي از توجه مسلمانان به مسئله افغانستان معطوف شد. البته ناراحتي مسلمانان از اشغال افغانستان توسط شوروري سابق امري طبيعي بود اما اينكه با حمايت مالي عربستان و امارات و سازماندهي سي آي اي هزاران عرب تبار از كشورهاي مختلف منطقه ( كه طبعا" يك ارتش قهار در برابر اسرائيل مي توانستند باشند) روانه افغانستان شدند ، كمي تا قسمتي غير طبيعي مي نمود.نكته قابل تامل اينكه بخش عمده و اصلي بدنه شبكه القاعده همان به اصطلاح «اعراب افغان» يا عرب تباراني هستند كه در دوران اشغال افغانستان توسط شوروي با سازماندهي سازمان جاسوسي آمريكا از كشورهاي مختلف عربي روانه افغانستان شدند.
در هر حال ، بازي پيچيده اي را هيات حاكمه جديد آمريكا قبل از بدست گيري رسمي قدرت آغاز كرده اند. بايد ديد تحولات آينده به چه سمت و سويي خواهد رفت.
تكمله: بعد از مدت ها دوباره نوشتن واقعا" چقدر سخت است! يادش به خير قبلا" چه نفسي داشتيم! البته قحطي سوژه هم بد مصيبتي است. كاش زودتر شروع كرده بودم كه لااقل كردان و مشايي روي بورس بودند و سوژه همين طور از آسمان مي باريد!