۱- منبع اصلی قدرت هاشمی رفسنجانی در عرصه سیاسی ایران ، ایفای نقش به عنوان وزنه تعادل بین دو جناح چپ و راست است. اگر در ادبیات هاشمی و خانواده اش دقت کنید مفاهیم اصولگرا و اصلاح طلب را بکار نمی برند بلکه بر واژگان چپ و راست اصرار دارند.این اصرار ، سهوی نیست!
۲- به هم خوردن صورت بندی چپ و راست ، حتی از از شکست سوم تیرماه ۸۴ برای هاشمی رفسنجانی سنگین تر است. احمدی نژاد این صورت بندی را فروریخته است و دلیل ناراحتی و کینه ورزی هاشمی دقیقا" همین است نه عقده شکست سوم تیر. هاشمی قبل از سوم تیر ، در انتخابات مجلس ششم هم شکست فاحشی خورد اما منبع قدرتش آسیب چندانی ندید چون بازی چپ و راست همچنان پابرجا بود و دیدیم همان ها که در انتخابات مجلس ششم هاشمی را مورد شدیدترین حملات قرار دادند ؛ در انتخابات سوم تیر ، با خفت بارترین وجه ممکن زیر قبای او رفتند.
۳- تداوم حضور احمدی نژاد در راس قوه اجرایی کشور ، یعنی حذف کامل بازی دوگانه چپ و راست. وقتی بساط این دوگانه برچیده شود بالطبع وزنه تعادل -هاشمی- موضوعیت خود و منبع قدرت خود را از دست می دهد. پس احمدی نژاد باید به هر شکل ممکن از عرصه کنار زده شود.
۴- «دولت وحدت ملی» اسم مستعار پروژه حذف احمدی نژاد است که از زیر قبای هاشمی بیرون آمده است. کارگزاران هاشمی ابتدا عنوان «دولت نجات ملی» را بر روی آن گذاشته بودند اما مشکل این عنوان ، آن بود که قدرت جذب از اردوگاه اصولگرایان (البته راست!) را نداشت. پس زرورقش را عوض کردند و به نام « دولت وحدت ملی» به بازار سیاست ارائه کردند اما این بار زحمت طرحش را به ناطق نوری دادند. شیخ اکبر دیگری که او نیز چون شیخ اکبر هاشمی از به هم خوردن بازی چپ و راست توسط احمدی نژاد به شدت ضربه دیده است.
۵-فایده دولت وحدت ملی به عنوان یکی از گزینه های هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری آینده - غیر از حذف احمدی نژاد- چیست؟ این فایده به معنای دولت وحدت ملی برمی گردد. معنی دقیق دولت وحدت ملی شرکت سهامی چپ و راست است. (تاکید می کنم چپ و راست و نه حتی اصلاح طلب و اصولگرا). طبعا" چنین دولتی نیاز به یک وزنه تعادل دارد. این وزنه تعادل هیچ کسی نخواهد بود (حتی رئیس جمهور آن دولت) جز هاشمی رفسنجانی!
۶- البته پروژه دولت وحدت ملی صرفا" یک بخش از بازی بزرگ هاشمی است. ممکن است آقای ناطق نوری و تا حدودی لاریجانی گمان کنند که بازی اصلی همین است اما حتما"اشتباه می کنند. آنها تنها قطعاتی از یک پازلند. بازی های دیگری با افراد دیگری هم در جریان است که آن ها هم فکر می کنند محور اصلی بازی هاشمی اند! بعدا" در باره آن بازی ها هم خواهم نوشت.